عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

326

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

النوبة الثانية قوله تعالى : وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ - كلبى گفت : بو سفيان و وليد مغيره و النضر بن الحارث و عتبه و شيبه پسران ربيعه و اميه و ابى پسران خلف ، اين جماعت همه بهم آمدند ، و گوش فرا داشتند كه رسول خدا ( ص ) قرآن مىخواند ، و آن خواندن وى در دلهاى ايشان اثر نمىكرد ، از آنكه دلهاى ايشان زنگار كفر داشت ، و حق پذير نبود . نضر بن الحارث را گفتند چه گويى تو در كار محمد ؟ هيچ مىدريابى كه چه ميخواند و چه ميگويد ؟ و اين نضر مردى بود معاند سخت خصومت و چرب سخن و كافر دل ، پيوسته به زمين عجم سفر كردى ، و اخبار عجم و قصهء رستم و اسفنديار و امثال ايشان جمع كردى ، و آن بر عرب ميخواندى ، يعنى معارضهء قرآن ميكنم . چون ايشان از نضر پرسيدند كه چيست آنچه محمد ميخواند ؟ وى جواب داد : من ندانم . همى بينم كه زبان مىجنباند ، و ترهاتى ميگويد از جنس آن اساطير الاولين و اخبار عجم كه پيوسته من با شما ميگويم . بو سفيان گفت : آنچه ميخواند بعضى حق است و بعضى باطل . بو جهل گفت : كلا و لمّا ، همه باطل است و ترهات . پس رب العالمين در شأن ايشان اين آيت فرستاد : وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ يعنى عند قراءتك القرآن . وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً - جمع كنان است همچون اعنّه جمع عنان ، و كنان پوشش بود كه در دل آيد ، تا قرآن بندانند و در نيابند . أَنْ يَفْقَهُوهُ يعنى ان لا يفقهوه . وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً الوقر بفتح الواو الصمم ، و بكسر الواو الحمل على الظهر . زجاج گفت : أَنْ يَفْقَهُوهُ در موضع نصب است كه مفعول له است ، يعنى : و جعلنا على قلوبهم اكنة لكراهة ان يفقهوه . فلما حذفت اللام نصبت الكراهة ، و لما حذفت الكراهة انتقل نصبها الى ان .